تبليغاتX
" در پی هر گریه "

" در پی هر گریه "

یه چاردیواری هرچند کوچولو

من

تنها

یه دفتر

مدادم

آرامش

همه ی کتابهام

سی دی پلیر

چنتا سی دی موزیک

همین.

اینارو میخوام... کاش بدین بهم.


نوشته شده در چهارشنبه 27 اردیبهشت1391ساعت توسط "cRy"| |

بلاگفا .. جایی برای ریختن پته های دل مایی ک نمی توانیم جایی دگر جوری دگر ..

+ این بلاگفاست ک ما جوانان ایرانی را زنده نگه داشته است.

نوشته شده در سه شنبه 26 اردیبهشت1391ساعت توسط "cRy"| |

شنبه..

پول نداشتم برات هدیه بخرم

با خودم قرار گذاشتم شب ک اومدی خونه سورپرایزت کنم

در یخچالو پر از نوشته های کوتاه کوتاه عاشقانه کنم

بگم چقد دوستت دارم

انجامش ندادم

شاید کم حوصلگیمو خستگیم

سالای پیش لاقل یه تبریک میگفتمو صورتتو میبوسیدم

امسال همینم انجام ندادم

و امروز صبح..

گلایه نمیکردی

گلایه نبود

ولی چشمات دیدم ک برق زد

صدات دیدم ک لرزید

گفتی

بچه هام حتی یه تبریک هم بهم نگفتن..

و من ارشد اون بچه ها بودم..

در اصل مخاطب این جمله منِ بچت بودم

شرمندتم شرمندتم .

نوشته شده در دوشنبه 25 اردیبهشت1391ساعت توسط "cRy"|

گاهی فکر میکنم..مث همین امروز..

چرا من باید خودم اینجا با یه اسم و یا فعل انگلیش اینجا باشم...

چرا نباید اسم واقعی خودمو اینجا بذارم...

حتی فامیلیم رو..

مگه مثلا چی میشه فلان الدوله های بهمانی ها که مثلا روزی اتفاقی از وبلاگم میگذرند بفهمند که اااااا  این همانکی بود ک فلان جا و فلان وقت باهاش همکلاسی یا همکار بودم یا ااااااااا این که همانک دختر فامیلمونه ... یا مگر من حرفایم را برای دل آنها میزنم؟ حالا چ خوب یا چ بد؟..

ولی عادت کرده ام که اینجا همه صدایم زنند کرای .. انگار اگر چیز دیگر بگویند اون من نیستم..

و چه بد است این قصه ی عادت !..

کاش دلم از بند هرچه تعلقات است بگسلد .

نوشته شده در دوشنبه 25 اردیبهشت1391ساعت توسط "cRy"| |